تبلیغات
کانون فرهنگی منتظران مهدی(عج) - قوانین پناهندگی به خداوند رحمان
کانون فرهنگی منتظران مهدی(عج)
اللهم عجل لولیک الفرج

قوانین پناهندگی به خداوند رحمان

وساوس شیطان و آزارى که بشر از شیاطین مى‏بیند، بر کسى پنهان نیست. همه مى‏دانند که شیطان، دشمن سرسخت انسان است و تا نفس آخر دست بر نمى‏دارد. تمام هدفشان این است که بشر، مۆمن به خدا و آخرت نشود و در مرتبه دوم، خیرى از او سر نزند بلکه به هر شرى روى آورد. چیزى که مهم است، دانستن راه نجات از دست شیاطین است.

حالا که دشمن این‏طور قوى و در کمین است، ببینیم راه چاره چیست؟

تنها راه علاج هم آن است که در قرآن مجید به آن امر فرمود که: ...فاستعذ بالله... (1)؛ به خدا پناه ببر! که جز پناهندگى به حق، راهى نیست.  

پس باید به خدا پناهنده شد تا عنایت حق، او را دفع کند. این است که خداوند در قرآن مجید به پیغمبرش دستور میدهد که:

«بگو پروردگارا! به تو پناه مى‏برم از وساوس شیطانها (2).

خودت به تنهایى نمى‏توانى، مگر لطف خدا یار شود: اگر پناهندگى به حق نباشد، کسى از شر شیطان در امان نیست.

بنابراین، باید حقیقت استعاذه را فهمید، آیا استعاذه گفتن: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم است یا به فارسى، گفتن خدایا! به تو از شر ابلیس پناه مى‏برم! نه، استعاذه امر معنوى حقیقى است که این لفظ کاشف از آن است. اگر حال استعاذه باشد، گفتن اعوذ بالله نافع است وگرنه گاه مى‏شود که خود همین گفتنها مسخره و ملعبه شیطان است که خودش با زبان طرف جارى کرده است.

اقسام استعاذه مردم‏

استعاذه خلق، بر سه قسم است:

قسم اول: استعاذه‏اى است که نه حال استعاذه هست و نه معناى آن را مى‏فهمد که چه مى‏گوید. اگر این است - که مثلا نمى‏شود گفت استعاذه است - لغو است. به زبانش چیزى مى‏گوید. گفتن اعوذ بالله من شیطان الرجیم بدون التفات به معنا و دانستن حقیقت، مسخره شیطان است.

استعاذه پنج رکن اساسى دارد: رکن نخستین که فرار از شیطان است به تقوا منطبق مى‏شود. و ارکان دیگرش: تذکر، توکل، اخلاص و تضرع است

قسم دوم آن است که: معناى آن را مى‏فهمد بلکه وقتى که مى‏گوید، یک نوع التجایى هم دارد، لغو نمى‏گوید، معنى را ادراک کرده و لفظ را هم به عنوان کاشف از معنا مى‏گوید لیکن به حسب عمل و حال، قربان شیطان مى‏رود. زبانش مى‏گوید لعنت بر شیطان! پناه مى‏برم به خدا از شر شیطان رانده شده! در حالى که دارد به شیطان سجده مى‏کند و در حقیقت به شیطان پناهنده شده است.

هرکس گناه مى‏کند، در حال معصیت یقین بدانید معبود و مسجود او شیطان است، هر چند به زبانش هم صد فحش به شیطان بدهد.

اعوذ بالله؛ یعنى: به طاعت خدا پناهنده مى‏شوم، الآن دارى خلاف واقع مى‏گویى. پرده که عقب رفت. مى‏فهمى که شیطان همین را بر زبانت جارى مى‏کند تا بیشتر مسخره‏ات کند.

شیطان

کتابى در رد ابلیس به دستور خودش‏

نوشته اند یکی از علما قلم به دست گرفت کتابى در مصاید و وسوسه‏هاى شیطان و ترسانیدن مردم از فریب خوردن از او بنویسد. در همان زمان در عالم رۆیا و مکاشفه یکى از اخیار، شیطان را مى‏بیند و به او مى‏گوید: ملعون! خوب فلان آقا دارد رسوایت مى‏کند، کیدهایت را به خلق مى‏رساند!. شیطان مسخره‏اش کرده گفت: این کتاب را به دستور خود من مى‏نویسد!.  فرمود: چطور مى‏شود؟!. گفت: من در دلش وسوسه انداختم که تو عالمى، علم خودت را ظاهر کن. خودش هم نمى‏فهمد و اسم کتابش را رد شیطان گذاشته؛ ولى حقیقتش جلوه نفس و نمایش علم دادن است.

قسم سوم : استعاذه واقعی است هم لفظش را می گوید هم معنایش را میداند و در میدان عمل هم نشان می دهد پناهنده به خداست خلاف دستور خدا عمل نمی کند، می گوید : خدایا! من دیگر مى‏خواهم به طاعت تو پناه آورم. مى‏خواهم از بندگى شیطان فرار کنم. از شیطان و دام او که گناه است گریخته‏ام.

تا زبانت به هر لغوى گویاست؛ یعنى غلام حلقه به گوش شیطانم. دروغ مى‏گویى! صبح تا شام هم مى‏گویى لعنت به شیطان! از این اعوذ بالله گفتنهایت باید استغفار کنى.

هرکس به خودش خطاب کند اى منافق! چرا دیگر دروغ مى‏گویى. من‏ ، من کردنهایت کدام است؟!

اگر شیرى دنبال تو گذاشت باید به یک قلعه محکمى پناهنده شوى نه این‏که نزدیکش شوى دست در دهانش کنى و به زبانت بگویى: واى ‏واى! حقیقت استعاذه همان پناهنده شدن به قلعه محکم الهى است.

ارکان اساسى استعاذه‏

استعاذه مقامى است از مقامات دینى و بر هرکس لازم است و عرض شد که باید حقیقت داشته باشد نه صرف لفظ و گرنه لفظ تنها قرائت است، الفاظى را بر زبان جارى کرده است.

پس از تأمل در حقیقت استعاذه و استفاده از قرآن مجید، مى‏توان گفت: استعاذه پنج رکن اساسى دارد:

رکن نخستین که فرار از شیطان است به تقوا منطبق مى‏شود. و ارکان دیگرش: تذکر، توکل، اخلاص و تضرع است. مجموعا پس از حاصل شدن این حالات، حقیقت استعاذه پیدا مى‏شود، در حالى که مۆمن این پنج رکن را داراست، لذا فرسنگ ها شیطان از او دور مى‏شود، چه به زبان بگوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم یا نگوید. عمده حال و حقیقت است که اگر شیطان به او نزدیک شود، آدم زده مى‏شود، بسان آدم وقتى که جن او را مس کند، جن زده مى‏شود؛ بنابراین، اصلا ابلیس جرأت نزدیک شدن به او را نخواهد داشت.

تقوا

تقوا، منشأ پرهیز از شیطان‏

گفتیم نخستین رکن استعاذه تقواست. کسى‏که تقوا ندارد کى از شیطان فرار مى‏کند؟ چون تقوا؛ یعنى ترک فرمانبردارى شیطان است. زنى که بدحجاب در کوچه و خیابان مى‏آید (3)، الآن همه چیزش شیطان است. نامردى که همراه خود چنین زنى را مى‏آورد و نشان این و آن مى‏دهد، کى از شیطان فرار مى‏کند؟!

خلاصه، هرکس از حرام دورى نکرده از شیطان نیز فرار نکرده؛ یعنى استعاذه ننموده است هر چند به زبان هم هزار مرتبه بگوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

یا مثلا در خانه غصبى نشسته است، تا بیرون نرود از شیطان فرار نکرده. تا عادت به فحش را ترک نکند، استعاذه نکرده است.

هرکس از حرام دورى نکرده از شیطان نیز فرار نکرده؛ یعنى استعاذه ننموده است هر چند به زبان هم هزار مرتبه بگوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

حرامخوارى بزرگترین مانع استعاذه‏

به طور کلى تقوا و ترک محرمات در مسأله استعاذه مهم است به خصوص حرامخوارى. کسى‏که خوراکش حرام است، رگ و پوستش شیطانى و دائما متصل به ابلیس است:

«شیطان مانند خون، در اجزاى بدنش جارى است.» ‏ (4).

همان زبانى که به آن مى‏گوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم زبان شیطان است؛ زیرا همان غذاى حرامى که جزئى از آن، زبان شده و باعث حرکت و نیروى آن گردیده، مى‏گوید: اعوذ بالله این‏چه استعاذه‏اى است؟!

ما برون را ننگریم و قال را

ما درون را بنگریم و حال را(5)

شهید ثانى در اسرار الصلوة از خاتم الأنبیاء محمد (صلى الله علیه و آله وسلم) روایت کرده است که: خدا دل شما را مى‏نگرد نه صورت شما را (6).

این‏جا حقیقت مى‏خرند. زبان بازى بدون حقیقت، به کار مخلوق مى‏خورد؛ اما نزد خدایى که عالم السرو الخفیات است، پنهان و آشکار نزد او یکسان است، جز واقع چیزى به درد نمى‏خورد؛ چنانچه در مورد قربانیهایى که مى‏کنید، صریحا در قرآن مجید مى‏فرماید:

گوشت و خون آنها به خدا نمى‏رسد و لیکن تقواى شما به او مى‏رسد (7).

تا لقمه حرام در بدن تو است، شیطانى هستى و فرار از شیطان دروغ است. تا آثارش از بین برود، آنگاه حالات فرار از ابلیس در تو پیدا مى‏گردد وگرنه عبادتهایت هم ظاهرى است. به خصوص در اکل و شرب، روایات فراوانى از اهل‏بیت (علیه السلام) رسیده است. اینها به منزله بذر است، بذر را خراب نکنید.

در قرآن مجید مى‏فرماید: از چیزهاى پاکیزه (حلال) بخورید و پیروى از وساوس شیطان نکنید.

نمى‏گوید مرغ و پلونخور، بلى گوشت بخور؛ ولى حلال بخور. از خطوات شیطان پرهیز کن. 


پی نوشت ها :

(1) - نحل: 98.

(2) - و قل رب أعوذ بک من همزات الشیطین * و أعوذ بک رب أن یحضرون مۆمنون: 98-97.

(3) - سفینة البحار: 1/698.

(4) - مثنوى معنوى / دفتر دوم: 106.

(5) - رسائل /الشهید الثانى / اسرار الصلوة: 110.

(6) - لن ینال الله لحومها و لا دماۆها و لکن یناله التقوى منکم...حج:37.

(7) - یایها الناس کلوا مما فى الأرض حللا طیبا و لا تتبعوا خطوت الشیطن... بقره: 168.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 10 تیر 1396 07:01 ب.ظ
Thanks for finally talking about >کانون فرهنگی منتظران
مهدی(عج) - قوانین پناهندگی به خداوند رحمان <Liked it!
دوشنبه 1 خرداد 1396 12:03 ق.ظ
excellent put up, very informative. I'm wondering why the other experts of
this sector do not realize this. You must continue your writing.

I'm sure, you have a huge readers' base already!
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 03:55 ق.ظ
This is the right webpage for anyone who would like to understand this topic.
You realize a whole lot its almost tough to argue with you
(not that I actually would want to?HaHa). You definitely put a fresh spin on a subject that
has been discussed for ages. Wonderful stuff, just excellent!
جمعه 25 فروردین 1396 11:46 ق.ظ
I have been browsing online greater than 3 hours lately, yet
I by no means found any fascinating article like yours. It's pretty worth sufficient for me.

In my view, if all website owners and bloggers made good content
as you probably did, the internet will likely be a lot more
helpful than ever before.
جمعه 25 فروردین 1396 06:16 ق.ظ
It's very trouble-free to find out any matter on net as compared to books, as I found this piece
of writing at this website.
دوشنبه 14 فروردین 1396 10:36 ب.ظ
We are a bunch of volunteers and starting a new scheme in our community.
Your web site provided us with useful info to work on. You have done a formidable process and our whole neighborhood will probably
be thankful to you.
جمعه 19 آبان 1391 09:06 ق.ظ
سلام همسنگر
مطلب بسیار خوبی بود با اجازت با ذکر منبع به اشتراک می زارم تا بقیه هم استفاده کنن
جمعه 5 آبان 1391 09:28 ق.ظ
امتحان داد به خوبی به خدا ابراهیم
شاعر : محمدرضا هاشمی زاده

ای عزیزان به شما هدیه زیـــــــــزدان آمد

عید فرخنـــــــده ی نورانی قربـــــــــان آمد

حاجیان سعی شما شد به حقیقت مقبول

رحمت واسعــــه ی حضــرت ســـبحان آمد

عید قربان به حقیقـــت زخــــــداوند کریم

آفتابی به شــــــب ظلمت انســــان آمد

جمله دلها چو کویری ست پر از فصل عطش

بر کویــــر دل ما، نعــــــــــــمت باران آمد

خاک میسوخت در اندوه عطش باحسرت

نقش در سینه ی این خاک گلستان آمد

امر شد تا که به قربانـــــــی اسماعیلش

آن خلیــــلی که پذیرفتـــه ز رحـــــمان امد

امتحان داد به خوبی بخـــــــدا ابــــراهیم

جای آن ذبح عظیمی که به قربــــان آمد

آن حسینی که زحج رفت سوی کرببــلا

به خدا بهر سر افـــــرازی قـــــــــرآن آمد


سه شنبه 2 آبان 1391 07:20 ب.ظ
مسلم غریبم من

شاعر : عباس عنقا

چه بگویم ز عطر گیسویت

چه نویسم ز خوبی رویت

گر به زلفش نمی‌رسد دستم

همه جا من به یاد او هستیم

از همان کودکی گرفتارم

عاشقم، عاشق رخ یارم

مسلمم، مسلم غریبم من

کشته خنجر حبیبم من

نوبهارم غروب پاییز است

قصه غصه من غم‌انگیز است

خون بنوشم به جای آب، حسین

تا سلامم رسد جواب، حسین

کوفیان را دگر وفایی نیست


عهد آنان بجز ریایی نیست

با لب پاره بر سر دارم

بی‌سر از بام غم نگون‌سارم

اولین عاشق قتیلم من

پور رزمنده عقیلم من

هر که در راه من قدم برداشت

بر سر بام حق علم افراشت

راه من راه عشق و ایمان است

برگی از دفتر شهیدان است

چشم «عنقا» گُهر فشان گردید

در ره دوست بی‌نشان گردید

یکشنبه 30 مهر 1391 10:14 ق.ظ
سلام بر امیر عزیز

احسنت و احسنت و احسنت ...

و لا تتبعوا خطوات الشیطان ... کافیست نسبت به خواطر نفسانی شناخت پیدا کنیم تا راه سعادت را با چشم مشاهده کنیم و دیگر گمراه شدن محال است ...

خداحفظت کنه ...
هر وقت میام وبت یه چیز جدید یاد میگیرم ...
یکشنبه 30 مهر 1391 08:11 ق.ظ
وَ قَالَ ع :
مِنْ كَفَّاراتِ الذُّنُوبِ الْعِظامِ إِغاثَةُ الْمَلْهُوفِ، وَالتَّنْفِیسُ عَنِ الْمَكْرُوبِ.
و فرمود (ع ):
از كفاره هاى گناهان بزرگ ، به فریاد رسیدن ستمدیدگان است و شاد كردن غمگینان .کلمات قصار ازحضرت علی علیه السلام درنهج البلاغه

یکشنبه 30 مهر 1391 12:02 ق.ظ
از باغ می برند چراغانی ات کنند
تا کاج جشن های زمستانی ات کنند

پوشانده اند صبح تو را ” ابرهای تار“
تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند

ای گل گمان مکن به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ایست که قربانی ات کنند
شنبه 29 مهر 1391 03:39 ب.ظ
سلام
بازم مفید و بسیار کاربردی بود
ممنونم
جمعه 28 مهر 1391 07:06 ب.ظ
سلام

یه وبلاگی ثبت کردم که اگه زحمت نباشه تو پیوندتان اضافه کنین / ممنون
http://montazer-mahdi.blogfa.com
التماس دعا
پنجشنبه 27 مهر 1391 05:08 ب.ظ
سلاااااااااااااااااام و سژااااس بابت مطلب فوق العاده تون!!!

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : امیرمعز
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دعای عظم البلا