تبلیغات
کانون فرهنگی منتظران مهدی(عج) - کلامی از مرحوم دولابی(ره)
کانون فرهنگی منتظران مهدی(عج)
اللهم عجل لولیک الفرج
یکشنبه 16 مهر 1391 :: نویسنده : امیرمعز
 
*این نوشته را از دست ندهید*
 
آن مرحوم می فرمایند: پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا‌ را مرتب كنید تا من برگردم خودش هم رفت پشت پرده...
 

مرحوم حاج اسماعیل دولابی می فرمایند: پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا‌ را مرتب كنید تا من برگردم
خودش هم رفت پشت پرده.

از آن‌جا نگاه می‌كرد می‌دید كی چه كار می‌كند، می‌نوشت توی یك كاغذی كه بعد حساب و كتاب كند

یكی از بچه‌ها كه گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی.
یادش رفت كه آقاش گفته خانه را مرتب كنید

یكی از بچه‌ها كه شرور بود شروع كرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد كه من نمی‌گذارم
كسی این‌جا را مرتب كند

یكی كه خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع كرد گریه و جیغ و داد كه آقا بیا،
بیا ببین این نمی‌گذارد، مرتب كنیم

اما آنكه زرنگ بود، نگاه كرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌كرد همه‌جا را
می‌دانست آقاش دارد توی كاغذ می‌نویسد
هی نگاه می‌كرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد.
می‌دانست كه آقاش همین ‌جاست
توی دلش هم گاهی می‌گفت اگر یك دقیقه دیر‌تر بیاید باز من كارهای بهتر می‌كنم

آن بچه‌ شرور همه جا را هی می‌ریخت به هم، هی می‌دید این خوشحال است،
ناراحت نمی‌شود وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد....

ما كه خنگ بودیم، گریه و زاری كرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او كه زرنگ بود و خندیده بود،

كلی چیز گیرش آمد...

"زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش"

شرور كه نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش

نگاه كن پشت پرده رد آقا را ببین و كار خوب كن

خانه را مرتب كن، تا آقا بیاید...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 شهریور 1396 12:54 ب.ظ
I blog quite often and I truly thank you for your information. This article has
really peaked my interest. I am going to take a note of your site and keep checking for
new information about once per week. I subscribed to your Feed as
well.
جمعه 17 شهریور 1396 03:00 ب.ظ
Its such as you learn my mind! You seem to know so much about this, like you wrote
the e-book in it or something. I believe that you simply can do with some % to force the message home a little bit, but other than that, this is fantastic blog.
A fantastic read. I will definitely be back.
یکشنبه 4 تیر 1396 09:12 ب.ظ
بسیار core از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب
در آیا واقعا نشستن بسیار خوب با من
پس از برخی از زمان. جایی در سراسر پاراگراف شما در واقع قادر به من مؤمن
متاسفانه فقط برای بسیار در حالی که کوتاه.
من با این حال مشکل خود را با فراز در مفروضات و
شما خواهد را خوب به کمک پر کسانی که شکاف.
اگر شما که می توانید انجام من را
قطعا بود تحت تاثیر قرار داد.
سه شنبه 2 خرداد 1396 01:57 ب.ظ
You need to be a part of a contest for one of the greatest blogs on the net.
I most certainly will highly recommend this web site!
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 02:55 ب.ظ
Hello very nice web site!! Man .. Beautiful ..
Wonderful .. I will bookmark your website and take the feeds also?
I'm satisfied to search out so many helpful information here in the publish, we want
develop extra techniques in this regard, thanks for
sharing. . . . . .
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 09:52 ب.ظ
If some one wishes to be updated with latest technologies then he must be visit
this web site and be up to date every day.
دوشنبه 12 فروردین 1392 04:29 ب.ظ
متن جالبی بود، لذت بردم....
یاحق
سه شنبه 25 مهر 1391 12:06 ب.ظ
متن جالبی بود.
شهادت امام محمد تقی (ع) تسلیت باد.
چهارشنبه 19 مهر 1391 07:58 ق.ظ
سلام
به نظرتون این توهین های که چندمدتیه نسبت به اسلام در نشریه ها و سایت ها می شه یه نفع اسلامه یا به ضررش؟؟
جواب این سوال رو از استاد شهید مطهری پرسیدیم
حتما تشریف بیارید

یا حق
سه شنبه 18 مهر 1391 09:13 ب.ظ
سلام واقعا عالی بود ممنون که خبرم کردی واقعا همینطوره
سه شنبه 18 مهر 1391 01:29 ب.ظ
سلام امیر جان
ممنونم از دعوتت

عجب نوشته زیبا و دلنشینی بود

خدا رحمت کند مرحوم دولابی را ... بحق ایشان یکی از بزرگان و عارفان بالله بودند ...

انشاالله خداوند همه ما را در راه راست ثابت قدم بدارد ...

صلوات ...

یا مهدی
سه شنبه 18 مهر 1391 12:17 ق.ظ
سلام همسنگر
داستان زیبایی بود ای کاش ما هم می تونستیم به این اعتقاد برسیم
دوشنبه 17 مهر 1391 02:55 ب.ظ

ممنونم از حضورتون.
مطالب باارزشی دارین.
موفق باشین
دوشنبه 17 مهر 1391 12:44 ب.ظ
salam amirjan...
daste ali yaret
دوشنبه 17 مهر 1391 12:23 ب.ظ
سلام...

قشنگ بود...

استفاده کردم..

خوشحال میشم به منم سر بزنید...
دوشنبه 17 مهر 1391 12:04 ب.ظ
سلام واقعا عالی بود.ممنون
یکشنبه 16 مهر 1391 08:25 ب.ظ
لا اله الا الله
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند/آیا بود که گوشه ی چشمی به این گدا کنند؟
سلام...خیلی تاثیرگذار بود....
یکشنبه 16 مهر 1391 07:50 ب.ظ
خیلی زیبا بود
با ذکر منبع در وبم منتشر کردم
یاعلی مدد
یکشنبه 16 مهر 1391 06:26 ب.ظ

یکشنبه 16 مهر 1391 06:01 ب.ظ
سلاااااااااام
فوق العاده بود
پر بود از کنایه و تشبیه ولی بی نهایت زیبا
ب ظاهر یه داستان ساده اما....

کاش مام بتونیم زرنگی کنیم
یکشنبه 16 مهر 1391 04:01 ب.ظ
سلام، انشالله خداوند همت وزرنگی را بهمون عنایت نماید .ممنون ازدعوت
یکشنبه 16 مهر 1391 03:14 ب.ظ
خیلی قشنگ بود!
اما سخته زرنگ بودن!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : امیرمعز
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دعای عظم البلا